بوسه ها
بر لب عطشان من
همچون نسیم
گونه هایت نرم اما
در خیالم
همچو باران بر کویر
من در آغوش توام همچون اسیر
لیک در اوج رهایی چون عقابم
لحظه های ناب مستی
چون در آغوش نشستی
یادم آمد با تو من مست نگاهم
بوسه ات جام شرابم
من در آغوشت حبابم
دامنت باغ بهشتم
کشته چشم و نگاهت
به نام خدای عشق