سلام به عشق
مگر از بوسه سیری بی بهانه؟
به تو گفتم که پیرم دیگر افسوس
ندارم حس یک بوسه شبانه
به من گفتی ز پیران دود خیزد
اسیر تجربه گردد زمانه
به تو گفتم مزن چنگی به زلفم
نگیرد زلف پیران رنگ و شانه
مگر از بوسه سیری بی بهانه؟
به تو گفتم که پیرم دیگر افسوس
ندارم حس یک بوسه شبانه
به من گفتی ز پیران دود خیزد
اسیر تجربه گردد زمانه
به تو گفتم مزن چنگی به زلفم
نگیرد زلف پیران رنگ و شانه
دوستت درارم .دوستت دارم چون تمام عشق های دنیا به رودهای مختلفی می مانند که به یک دریاچه می ریزند، به هم می رسند و عشقی یگانه می شوند که باران می شود و زمین را برکت می بخشد.
دوستت دارم، مثل روی که شرایط مناسب را برای شکوفایی درخت ها و بوته ها و گل ها در کرانه اش فراهم می کند.دوستت دارم ، مثل رودی که به تشنگان آب می دهد و مردمان را به هر جا بخواهند، می برد.
منبع : کتاب الف پائلو کوئیلو