سلام به عشق
به من گفتی چرا دیگر نمی گویی ترانه
مگر از بوسه سیری بی بهانه؟
به تو گفتم که پیرم دیگر افسوس
ندارم حس یک بوسه شبانه
به من گفتی ز پیران دود خیزد
اسیر تجربه گردد زمانه
به تو گفتم مزن چنگی به زلفم
نگیرد زلف پیران رنگ و شانه
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:18 توسط ما
|
به نام خدای عشق