شب تار و صدای موج دریا

صدای خسته پیری نحیف اندام

ونجوای جوانی مو سپید از گردش ایام

صدای ناله زن . کودکی از دست داده

ازغم دوران

صدای گریه ای دیگر به گوشم میرسد اما

 صدای ناله ای تنها

  نمیدانم ولی این ناله از جیست

صدای کودکی گم کرده مام خویش

 نه این نیست

صدای مادری در شیون  فرزند دلبندش

 نه این نیست

صدای یک پدر یگ مادر غمناک

نه این نیست

صدای سوگ  خواهر در فراق یار

صدای یک برادر در غمی جانکاه

نه این ناله ها  این شیون و ضجه

این فریادها

حتی صدای گریه یک عارف تنها

 یا یک راهب و ترسا

صدای عابدی در اعتکافی سخت

 صدای  تشنه  خاک کویر   و دشت

 نه این تشنگی هم نیست

صدا گویا

صدای موج فریادی   سحر آهنگ

صدای مرد تنهایی که تنها نیست

صدای خفته یک قوم  یا یک قرن

نه نه

صدا از کل تاریخ است

صدای  خون هابیل است

 که از خاکستر تاریخ

باغی سبز می سازد

صدای رویش یحیی

صلیب حضرت عیسی

عصای حضرت موسی

نگاه پیر پیغمبر

تبر در دست

شفای دست  بیضای خدایی مرد

صدای  او

صدای ماست

نه او اینک خود ماست

صدای روحبخش روح

 صدای پیر دریا دل

صدای خم

خم یک خمره بیداری

صدای می

می تاب صفا بخشی

صدای نی

نی  وصل و نی مستی