سال نو مبارک
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی نرود از یادت
باز هم گذشت زمان و باز هم سالی و روزی جدید.
در آخرین لحظات سال 86 دعای من فقط و فقط تحول و تغییر همه کس و همه چیز به سوی بهتر شدن بود.
بر خلاف همیشه عید امسال اصلا خوشحال نبودم. اتفاقاتی که برای اطرافیانم افتاد باعث ناراحتی من شد. خودم مشکلی ندارم. اهدافم مشخص است و رو به جلو در پیش هستم.
و مهمتر از همه مای دیر را دارم که زندگی ام را شیرین تر و دنیا را به چشمم زیباتر و قشنگ تر کرده است.
اما چطور می توانم نسبت به درد و رنج اطرافیانم بی تفاوت باشم.کاری از دست من بر نمی آید جز دعا برای تغییر در جهت کمک به خودشان و یا قبول شرایطی که دارند. بیشتر از همه برای مادرم ناراحت هستم که کم کم دارد چشمهایش را به خاطر این دیابت لعنتی از دست می دهد. و من حتی بلد نیستم باهاش همدردی کنم!
در این سال جدید همه کسانی را که دوست دارم و خودم را به خدای مهربان می سپارم.
به نام خدای عشق