نخستین بار که دهانت را بوسیدم

نخستین بار که روی تو را دیدم ،

گمان کردم که خورشید در چشمانت دمیده.

و ماه و ستارگان هدیه ای هستند ،

که تو به آسمان تاریک و تهی داده ای ، .... معشوقم!

نخستین بار که دهانت را بوسیدم ،

احساس کردم که زمین در دستم تکان می خورد.

همچون لرزش قلب پرنده ای گرفتار

قدرت من آن جا بود ... ای معشوق من!

نخستین بار که با تو دراز کشیدم ،

و احساس کردم که قلبت چسبیده به قلبم می زند،

گمان کردم که همه خوشی ها زمین را پر خواهد کرد.

و تا به ابد باقی خواهد ماند، ... ای معشوقم!

 

منبع : جلال آل احمد ، گزیده شعر یوان اسکاتلندی ، کتاب سفر به آمریکا .