زده زمان به قلب من تیر
تویی جوان و من پیر
من از جوانیم سیر
تو شور و شوق و عشقی
من از زمانه ای دیر
تو نسلی از گل و گیاه وبلبل
من از زمانه ای فسرده دلگیر
تو از کنار و بوس و سرخوشی
منم به درد این کمر گیر
تویی خفن کلام و خوش لباس و خوش رنگ
منم سفید موی کرده درگیر
تویی جوان و چابک و تیز
منم فتاده بر زمین
زده زمان به قلب من تیر
نگیر دست من
ترحمی نکن به این پیر
کنون نزن به طعنه
بر من پیر
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت 23:39 توسط ما
|
به نام خدای عشق