نبودی از تنم جدا ، که پاره تنم شدی

 

وقتی که رفت همبر تو ، می فهمی عاشقی چیه ؟

می شناسی عشقو بعد من ، می فهمی عاشقت کیه ؟

عاقبت از غصه تو ، نقش تو قصه ها می شم !!

می رم و پیدا نمی شم ، تنها مثل خدا می شم!!

 

وقتی که من عاشق شدم ، با همه بود و نبود

تو خواب و تو بیداریام ، نقش دو تا چشم تو بود

من همه جا کنار تو ، سایه به سایه ، کوه به کوه

آینه ای که دم به دم با تو نشسته روبرو

تو جونمی ، تو عشقمی ، قشنگ ترین بهونه ای

برای زنده بودنم تو بهترین نشونه ای

تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی

نبودی از تنم جدا ، که پاره تنم شدی

 

 خواننده : بیژن مرتضوی

شاعر : من نمی دانم!!!