مر امخوان

به فضای تار شب  زندان

مرا مبر

به سرای بی بهار  قبرستان

مر مخوان

به محفل رقص  خفاشان

کدام درخت را دیدی سیه پوش ست

کدام سبزه در بهار نقاب  شب پوش ست

کدام عاشق  و معشوق خون نوش ست

مرا که از تبار عشقم و معشوق

مرا مبر به سیاه بختان  به دیو وددان

مرا به لقمه نانی مرا به جرعه جامی

مرا به نقره وسیمی  مرا به سفره شامی

مرا مخر   مرا مفروش و مفروشان