مرد یعنی مرد زن یعنی که زن

زندگی معنای دو جان  در بدن

مرد و زن زیباترین نقش هنر

جلوه  جام جهان بین در نظر

زن جمال و جلوه مهر خدا

عالمی خورشید در دامان ما

زن محبت زن سلامت زن سلام

سینه ای گستره عشقی بی کلام

چشم زن چون چشمه جوشان آب

برکویر ی خشک می بارد سحاب

ظاهری آرام گاهی گاه توفانی چو بحر

عشوه گر طناز گاهی گاه در دنیای قهر

زن به لب صد سحر صد جادو شکست

مرد مردان را به تاری سخت بست

تار زلفش رستمی را  میخ کرد

تار مویش  تار مویم سیخ کرد

نرم نرمک با زبان و غمزه اش

نرم می سازد  دل سنگم غمش

آلبوم سبزی و سوز و گداز

جلوه گاه عشق و عرفان و نیاز

مرد یعنی مرددر معنای عشق

از جوانی سوز در دل بهر عشق

مرد  خوان مهر چتر زندگی

رویش باغی به نام زندگی

مرد آغوش محبت  بی درنگ

مرد یعنی کوه در میدان جنگ

مرد پرخاش جوانمردان پاک

در تواضع پای خورده همچو خاک

مرد  آغوش محبت بهر زن

یک بدن یک روح یک دریا ی راز

موج موج سجده ها وقت نماز

مرد  یعنی نیمه پنهان ماه

مرد خورشید است و زن معنای ماه

زن کمال مرد درعشق وهنر 

مرد وزن  نقش خداوند هنر

عشق مه رویان خدا در ما نهاد

جز شراب عشق در جامم مباد