حواس پنچ گانه و عشق
زلف یارم شانه ای هرگز نمی جوید به جز دستان من
شانه ام هر گز نمی تابد مگر موهای زلف یار من
چشم من هر گز نمی بیند مگر آن قامت رعنای او
گوش من نجوا نمی خواهد به جز نجوای خوش الحان او
لب نمی جنبد مگر از بوسه لب های لعل
چون زبانم می چشد آن مزه خوش طعم لعل
من نمی بویم دگر عطر گل وبوی گلاب
جز گل شب بوی مستی آور عشق شباب
از حواس پنج گانه حس عاشق خوشتر ست
بوی عشق و عاشقی از هر گلی خوش بوتر ست
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت 1:10 توسط ما
|
به نام خدای عشق