عشق چیست
عشق نه یک بازی بچه ست
نی یک شوخی و خنده ست
نه در دل هوس لحظه چشیدن
عشق نه این ست و نه آن حرف
عشق نه از جنس هوای شب سرد ست
نه از ساحل امن ست
نه عشرتکده ساحل شهر ست
عشق صفای دل عرفان خدایی ست
سراپرده غیب ملکوتی ست
طهورای لب جوی بهشت ست
دوان هاجر خسته ست بدنبال صفا مروه و آب ست
من از عشق چه دانم
که از این عشق گلستان شده آتش
من از عشق چه گویم
عصا گشته از آن مار
و ماری شده یک چوب
من از عشق چه دانم
به جز آن بوس و کنار و لب و آغوش
مگر عشق سراب و لب و آب ست
مگر عشق به حورین چشم و خواب ست
کجا عشق به سیمین ساق و ساقه ست
من از عشق ندانم
تو از عشق ندانی
بجز او چه کس از عشق چه داند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت 15:56 توسط ما
|
به نام خدای عشق