بوسه زوری{ برای شوخی }
گفتمش بوسه بده از آن لبت
گفت لب را من رژ لب داده ام
گفتم از گونه بفرما بوسه ای
گفت گونه با کرم پوشیده ام
گفتمش ای یار خوش سیما بزن یک غمزه ای
گفت من چشم چپم را لنزآبی کرده ام
گفتمش با راست چشمت غمزه زن
گفت آن را نیز لنز پوشی کرده ام
گفتمش بر گونه ها این چسب چیست
گفت جراحی صورت به زیبا کرده ام
گفتمش موی بلندت را ببینم لحظه ای
گفت آن را نیز با رنگ پاشی کرده ام
گفتمش بیچاره شو ی ت گر شود
گفت ترک شوهری من سالها خود کرده ام
گفتمش با زور باید از تو گیرم بوسه ای
گفت گر مردی بیا من پیش دستی کرده ام
گفتمش این سیم ها ی لخت بر دورت ز چیست
گفت من با سیم خود راخارداری کرده ام
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:26 توسط ما
|
به نام خدای عشق