نان و قلب ((شوخی با زرزور))
گفت یاری قلب من نان آور ست
نان نه از رنج و تعب نی گندم ست
نان را باید در دکان عشق جست
نانوایی را بگو باید که بست
وقتی از رنج و غمی قلبت شکست
چون که تنور دلت آتش ببست
تو بچسبان نان خود را بر دلت
نان تفدیده . برشته بر دلت
نان قلب خویش را خوردم بسی
هیچ دیدی سیر شد از دل کسی
تو که زرزوری و دانه می خوری
کی زقلب خویش دانه می خوری
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت 23:6 توسط ما
|
به نام خدای عشق