عید قربان
به قربان گاه ابراهیمی عشق
کدامین نفس را
آورده ای تو
بکش نفس و بزن موی غرورت
چو اسماعیل وش خواهی شوی تو
چو خون گوسفندی
بر زمین ریخت
کدامین نفس را
آورده ای تو
بکش نفس و بزن موی غرورت
چو اسماعیل وش خواهی شوی تو
چو خون گوسفندی
بر زمین ریخت
بریز ای نفس سرکش
سروری تو
اگر عبدی بسان بندگان باش
نه اربابی
نه شاهی
نی ملک تو
منا رفتی
رها کن کبرو نخوت
به شیطان هفت سنگی چون زدی تو
خوشا به حال آنان که در این لحظات مشغول قربانی نفس سرکش ند
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸ ساعت 21:11 توسط ما
|
به نام خدای عشق