چرا نمیتوانیم با خود تنها بشویم ؟با خود قهریم یا از خود میترسیم  از با خود تنها شدن لذت میبریم تا میخواهیم لحظه با خود باشیم سعی میکنیم از تنهایی به بهانه ای رها شویم  شاید از توبیخ  خود توسط خود نگرانیم شاید هم لایه های درونی خود را زیبا جذاب و دیدنی نمی یابیم   نمیدانم چرا اما بهتر است لحظه ای با خودمون تنها بشیم       تنها شدی؟ تحملش را نداری؟ تلویزیون را روشن کردی؟ بابا قرار بود با خودت تنها بنشینی     ای وای انو نمیشناسی ؟ خوب باهاش اشنا بشو   باز که باهاش حرف نمیزنی؟ داری نقاشی میکشی  قلمت را بذار  به خودت گوش بده تحمل حرفهاشو نداری ؟ خیلی صریحه؟ خیلی تنده؟ یک کم نگاهش کن  خودت را میگم بله خود خودت  نه بابا جون نرو طرف ایینه من که نگفتم ایینه را نگاه کن  نمیشه ؟ چرا میشه  یک کم سعی کن میتونی   با خودت آشتی کن