طرحی دیگر
دیشب به خوابم آمدی
با ناز و غماز آمدی
زلفی پریشان کرده ای
برچشم مهمان آمدی
ساقی من بودی گهی
جامی زدستت بر لبم
آن شب چرا عیار من
ناگاه پر خشم آمدی؟
بشکستی از من جام ودل
در لحظه سرمستی ام
با پوزخندی تلح تر
بر ریش من تیغ آمدی
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 21:20 توسط ما
|
به نام خدای عشق