خداوندا بسوزانم
من از جهان دگرم
ساقی از این عالم واهی رهایم کن
نمی خواهم در این عالم بمانم
بیا از این تن آلوده وغمگین جدایم کن
تو را اینجا به صدها رنگ می جویند
تو را با حیله و نیرنگ می جویند
تو را با نیزه ها در جنگ می جویند
تو را اینجا به گرد سنگ می جویند
تو جان می بخشی و اینجا
به فتوای تو می گیرند جان از ما
نمی دانم کیم من؟ نمی دانم کیم من؟
آدمم روحم خدایم یا که شیطانم
تو با خود آشنایم کن
اگر روح خداوندی
دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خدا اینجاست
خدا در قلب انسانهاست
به خودآ تا که دریابی
خدا در خویشتن پیداست
همای از دست این عالم
پر پرواز خود بگشود
و در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم
همایم کن
کنسرت همای
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت 9:21 توسط ما
|
به نام خدای عشق