قهر مکن
قهر مکن ای همه ناز و وفا
هیچ مکن بر دل پیران جفا
گرچه به طنازی دل شهره ای
خنده مکن بر دل ریش از جفا
ساز مکن ساز جدایی ز پیر
سوی دل شیشه من سنگ پرانی چرا؟
طعنه مزن تلح مکن خنده خود را شبی
بر سر اعدام دلم شعر سرایی چرا؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 6:34 توسط ما
|
به نام خدای عشق