دلی غمگین و قلبی پر ز آهم

صدایی گنگ در اعماق چاهم

شب و روزم شده هجران وعزلت

نه ماوایی نه کس داده پناهم

غذای سفره ام رنج و  غم و آه

چو طفل مدرسه آغاز راهم

خدایا ای پناه  بی پناهان

جدا از لطف تو من بی پناهم