طلوع فجر نزدیک است
سلام ای آشنا
ای دوست
سلام ای مهربان ، ای یار
مرا از یاد بردی
ای دلت بیدار
مرا یک لحظه هم دریاب
من از خود اینک و از هر چه چون من
دردناک و بیمناک سایه خویش است مینالم
من از چاه عمیق درد غمناکم
ولی از درد محرومی نمی نالم
من از یک درد دیگر سخت در تابم
من از خود بر خود خود سخت دلگیرم
چرا این خود
چرا آن خود
چرا هر خود
فقط غرق خود
و مست شراب بیخود خویش است
تو از اول
برای لاجوردین آسمان
و خاک پاک و باد و ابر و ماه
آشنای چهره ها بودی
مگر امروز و فردا
شیون دیروز را
در محمل گلها
برایت ارمغان دارد که دلگیری؟
بیا بنشین به نام شبنم صبحی
بخوان شاداب شعری
در مسیر باد
مگر بر گوش آرد از نسیمی
نغمه شادی
بخوان با عشق
بخوان با مهر
بخوان با من
بخوان با او
بخوان با ما سرود زندگی هر صبح
بخوان هر شب
که فردا فجر نزدیک است
طلوع فجر نزدیک است
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵ ساعت 12:11 توسط ما
|
به نام خدای عشق