دیشب تو را در خواب دیدم مست و طناز

مو یت پریشان سینه ها همچون پر ناز

دستی زدم بر سینه و لب بر لب لعل

گرم لبت می گفت با من قصه و راز

گفتم چه جای قصه و حرف و حدیث است

با من بیا این لحظه را در اوج پرواز

مست حدیث عشق بودی و دو چشمت

می خواند آواز خوشی با چهره ای باز