بخوان اواز
بخوان اواز
بخوان بار دگر اواز
صدایت چون صدای موج
و پژواک سرودت گرمتر از افتاب روز
بخوان هر لحظه از پرواز از اغاز
ای بالت بسان باز بالت باز
بخوان این لحظه از پرواز
بخوان از اسمان از گوهر واز راز
بخوان اینک که ابر ی میرودابری دگر پرواز
بزن بار دگر چه چه
بگو به به
بیا اغوش را کن باز
بزن بر پیر چه چه باز
سرود ی سبز را بنواز
بزن بر لب لبی را باز
بخوان با من سرودی باز
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 11:4 توسط ما
|
به نام خدای عشق